درباره وبلاگ سلامتی آقا امام زمان اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً منو اصلي صفحه نخست پست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازي ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه مند يها نوشته هاي پيشين شهریور 1387مرداد 1387 آرشيو موضوعي مباحث شناخت امام زمان دوستان منتظر اطلاعات نوین مسیحای دل خط خالی غربت شلمچه شاید این جمعه بیاید.شاید دست نوشته های یک بسیجی یاس کبود نظر سنجی آمار منتظران آمار امکانات ويژه نامه شب هاي قدر... شبانگاهان که خورشید رخ در نقاب غروب می کشد و تاریکی دامن می گسترد، مرگ رنگ فرا می رسد، رنگ ها که درروز تمام چشم راپر می کردند ودیدن ورای آن را مانع می شدند، با رفتن خورشید ، رخت بربسته ، دیدن بی واسطه را ارزانی می دارند. رنگ ها خود پوشاننده حقایقند . ولی تاریکی درغیاب رنگ ، اسرار را هویدا می سازد البته نه برای همگان که برای خاصان. شب قدر که شاه شب همه ایام است رستن از تمام رنگ ها و وابستگی ها و پیو ستن به حقیقت و بی رنگی است. " شب است خلوت توحید وروز شرک وعدد " به یاد آوریم آیاتی از قرآن کریم را که پیامبر را به تهجد و بیداری در شب فرا می خواند. " یا ایها المزمل ، قم اللیل الا قلیلا نصفه اوانقص منه قلیلا ( قرآن کریم مزمل آیات 1 الی 3) ای رسولی که در جامه خفته ایی، هان شب را به نماز وطاعت خدا بر خیز مگرکمی، که نصف یا چیزی کمتراز نصف باشد (به استراحت بپرداز)" این چه شگفتی است دربیداری شب که خداوند ، حیببش را با دستور موکد ومستقیم بدان رهنمون می سازد؟ " بدانک آب حیات اندرون تاریکیست چه ماهیی که ره آب بسته ایی برخود؟... درون کعبه شب یک نماز صد باشد زبهر خواب ندارد کسی چنین معبد"1 اگر یک شب عادی ( غیر از شب قدر) یک نمازرا در کعبه خود صد نمازکند، شب قدر که از هزار ماه بهتر است چگونه است؟ در نظر داشته باشیم که توصیفات خداوند با توصیفات آمیخته با اغراق و تعارف ما بس متفاوت است. خداوند در قرآن کریم فرموده : "لیله القدر خیر من الف شهر "( قدر،3) و پیش از آن متذکر شده است " وما ادرئک ما لیله القدر " (قدر،2) ما را بر عظمت و شناسایی آن راهی نیست ، تنها می توان درزیر باران رحمت "لیله القدر" ایستاد تا برما ببارد و جانهایمان را از آب زلال خود شست وشو دهد و پاک سازد. " انزل من السماء مآء فسالت اودیه بقدرها ( خداوند آبی را از آسمان نازل کرد، پس جوی ها هر کدام به تناسب ظرفیت خود آب گرفته به حرکت در آمدند( رعد،17) ... برحسب معنای باطن، مراد از باران هر رحمتی است که از جانب خدا بر انسان فرود می آید ودر شریان های جانش قرار گرفته او را به حرکتی هماهنگ با هستی درمی آورد ... )2 از سوی ائمه اطهار و بزرگان دین شب زنده داری و احیاء لیالی قدر بسیار سفارش شده است، آیا در این شب ماهستیم که بیداریم یا این شب قدر است که ما را بیدارنگه می دارد؟ آیا دراین شب جسم بیدار، ما را به مقصود می رساند یا آنکه بیداری جان باید تا راه نمایان گردد؟ چشم سر را باید بیدار داشت تا چشم جان بیداری و بینایی یابد ، دل از بندها برهد و پرده ها از دیده گان فرو افتد . آیا درتمام لیالی قدری که ما سپری کرده ایم این فرآیند ، این بینایی برما حاصل شده است؟ و ما چه زیانکاریم اگر از شب قدر تنها بیداری چشم نصیبمان شود و راهی به ورای آن ، بر اقلیم جان نیابیم. مخسب ای یار مهمان دارامشب که تو روحی و ما بیمار امشب برون کن خواب را ازچشم اسرار که تا پیدا شود ،اسرار امشب اگرتو مشتریی ، گرد مه گرد به گرد گنبد دوار امشب... ترا حق داد صیقل تا زدایی زهجرازرق زنگار امشب... زهی کرو فرو اقبال بیدار که حق بیدار و ما بیدارامشب اگرچشمم بخسبد تا سحر گه زچشم خود شوم بیزار امشب" 3 می گویند دراین شب قرآن از لوح محفوظ بربیت المعمور نازل شده است و پس از آن بر قلب پیامبر، می گویند دراین شب سرنوشت تمام جهانیان بر قطب عالم امکان عرضه می شود، می گویند دراین شب فرشتگان نازل می شوند و بر گرد امام عصر طواف می کنند ، می گویند دراین شب فرشتگان از کنار هیچ مومنی عبور نمی کنند جزآنکه برا و سلام کنند ، می گویند دراین شب سکینه و آرامش برتمام کائنات حکمفرماست ، می گویند از شب تا به سحر، نعم والطاف خداوند است که بربندگانش نازل می شود... و با این همه ما از شب قدر چه می دانیم که چه بزرگ است ؟ خطاب " ما ادرئک " ماهستیم نه رسول الله که او شهر علم است ، ولی بی گمان راه دانستن مسدود نیست . ای خداجان را پذیرا کن ز رزق پاک خویش بی تردید ، دانستن ، فهمیدن ، ایمان آوردن و چشم جان گشودن و دل صافی یافتن ، رزق های پاک خداوندند. امید که در شبی چنین بزرگ ازاین نعم بی بهره نمانیم. ما را از دعاي خير خود بي بهره نگذاريد التماس دعا |لينك مطلب| نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 15:30 توسط مهدی منصوری | آثار فردی و اجتماعی عدالت مهدوی عدالت گستري اصلحترين رسالت قيام و انقلاب مهدي (ع) است. آثار عدالت مهدوي محدود به عرصهاي حاضر نخواهد بود. بلكه در حوزههاي مختلف فردي و اجتماعي آشكار خواد شد و اين تفسير ((يملاء الله به الارض قسط و عدلاَ)) است ره آورد قيام آن حضرت اين است كه هم فرد را در روابط گوناگون خود ميسازد و هم جامعه را در بخشهاي مختلف اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و قضائي سامان ميبخشد. در اين مقاله تلاش كردهايم كه جريان عدالت مهدوي و چگونگي آن را در عرصههاي گوناگون فردي و اجتماعي مورد بررسي قرار دهيم. پيش از پرداختن به اصل موضوع، لازم است معني و مفهوم عدل به درستي آشكار شود. در معني عدل گفتهاند: هو توسّط بينالافراط و التفريط بحيث لاتكون فيه زيادة ولانقيصة ... ثم ان العدالة اما في الرأي والافكار اذا كان مصوناً عن الانحراف والضعف والحدّة و يطابق الحق والصّواب [كما في قوله تعالي]: واذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل 1. و اما في الصفات النفسانية بان تكون الاخلاق الباطنية معتدلة ليس فيها افراط و لاتفريط... و اما في الاعمال و هو في الاقوال و في الوظائف الانفرادية و في الاعمال الاجتماعية.... [كما في قوله تعالي]: واذا قلتم فاعدلوا و لو كان ذا قربي 2. ... و ليعلم انَّ موضوع العداله من اهم الموضوعات.... و اليها يرجع كل عمل حسن و خُلق مطلوب و رأي صائب ... و هو المطلوب في كل مورد و في كل مقام.3 عدالت ميانه زيادهروي و كوتاهي است و به معني آن است كه در امور، زيادي و كمي نباشد... عدالت يا در انديشه و افكار است؛ به اين معني كه از انحراف و سستي به دور بوده و مطابق حق و راستي باشد؛ همانگونه كه خداوند در قرآن دستور داده است: ((و آنگاه كه ميان مردم حكم ميكنيد، به عدالت داوري كنيد...)) يا در صفات انساني است؛ يعني اخلاق دروني ميانه باشد و هيچ تندروي و كندروي در آن نباشد... و يا در حوزه اعمال است كه شامل گفتار و تكاليف فردي و كارهاي اجتماعي ميشود. [چنانكه خداي متعال در قرآن فرموده:] ((و آنگاه كه سخن ميگوييد، به عدالت بگوييد، اگرچه خويشاوند باشد)). و بايد دانست كه موضوع عدالت از مهمترين موضوعات است... و هر كار نيك و خلق و خوي پسنديده و فكر درست به آن بازميگردد... و عدالت همان چيزي است كه در هر مورد و هر جايي خواسته شده است.4 با اين بيان جامع، روشن است كه عدالت مفهومي بسيار گسترده دارد و در همه امور عالم تشريعي جاري است. طبق بعضي روايات، مثل آنچه به پيامبر نسبت داده شده كه ((بالعدل قامت السموات والارض))5 استفاده ميشود كه عدالت در امور تكوين و خلق نيز امري عام و همگاني است. با اين مقدمه، به بحث درباره عدالت مهدوي و آثار فردي و اجتماعي آن خواهيم پرداخت. ...بقیه اش را اینجا بخوان |لينك مطلب| نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 ساعت 18:7 توسط مهدی منصوری | ماه روشنايي... ماه رمضان هم رسيد اميد وارم ماهي باشه كه واقعا به مهماني خدا برويم و بتونيم كمي از گناهان خود بكاهيم .راستي دوستان ختم قرآن رو هم فراموش نكنيد. باز هم حلول ماه رمضان رو به همه دوستان تبريك ميگم. |لينك مطلب| نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 ساعت 20:23 توسط مهدی منصوری | میلاد منجی عالم بشریت میلاد منجی عالم بشریت مهدی موعود بر همگان مبارک باد. |لينك مطلب| نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 ساعت 12:37 توسط مهدی منصوری | مطالب امام زمان شناسی(4) امام زمان(ع) و ویژگی های او را، دوباره باید شناخت. امامت و نقش آن را دیگر باره با دیدی عمیق تر و در گستره ای وسیع تر باید بررسی کرد. راستی چرا عدم شناخت امام زمان(عج) همپای شرک و جاهلیت، و تکذیب او همردیف کفر و بی ایمانی شمرده شده است؟ رسول اکرم(ص) می فرماید : « کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است ». ( میزان الحکمه، ج1، ص 37 ) رسول اکرم(ص) می فرماید: « کسی که مهدی را تکذیب کند کافر است ». (الفتاوی الحدیثیه، ابن حجر هیثمی، ص 37 ) چرا در دعای شریفه می خوانیم: «... خدایا حجت خویش را به من بشناسان، که اگر حجت خود را به من نشناسانی، از دینم گمراه خواهم شد ». (اصول کافی، ج1، ص 237، ح 5 ) آیا غیر از این است که جز با شناخت امام، راه هدایت را نمی توان سناخت و جز با معرفت او، به معرفت دینی نمی توان دست یافت؟ به یقین شناخت امام عصر(عج) که کلید همه ی معارف وحی است، با یادگیری نامها و القاب و تاریخ ولادت و غیبت او حاصل نمی شود. باید در حکمت نام ها و نشان های او اندیشه کرد. باید در شگفتی های ولادت و حیات او تأمل نمود. باید غیبت پر رمز و راز او را به بررسی نشست و عوامل و لوازم آن را با نگاهی مسئولانه جستجو کرد. باید در کلمات و فرمایشات امام(ع) دقت کرد. باید در نامه ها و فرامین او تدبر نمود. باید آنچه را که سبب خوشنودی و نا خشنودی او است، باز شناخت. باید اهداف و آرمان های او را فهمید. این اندیشه و تأمل و بررسی و دقت و تدبر و فهم و شناخت، مقدمه ای تعهد آفرین برای اطاعتی تعبد آمبز از امام زمان(ع) است؛ و چنین اطاعتی عین اطاعت از خدا و پیامبر(ع) است که غایت ایمان و اسلام به شمار می آید. |لينك مطلب| نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1387 ساعت 15:51 توسط مهدی منصوری | مطالب امام زمان شناسی(3)(زندگی نامه مختصر حضرت) حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ دوازدهمین پیشوای معصوم, بنابر نظریه مشهور, سحرگاهان پانزدهم شعبان سال 255 (هـ . ق) در سامراء متولد شد. او هم نام پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ( م ح م د ) و هم كنیه آن حضرت یعنی ابوالقاسم است. از جمله لقب های او, حجت, قائم, خلف صالح, صاحب الزمان و بقیه الله به شمار می آید اما مشهورترین آن ها مهدی ـ علیه السلام ـ است. پدر بزرگوارش, حضرت امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ و مادر گرامیش نرجس خاتون است كه او را «سوسن», «ریحانه» و «صقیل» نیز نامیده اند.[1] امام زمان ـ علیه السلام ـ زمانی تولد یافت كه عباسیان حاكم بر سامراء و بغداد, زندگی امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ را كنترل كرده و برای یافتن آخرین حجت الهی و نابودی او سخت می كوشیدند از این رو تولد آن حضرت, بسیار مخفیانه و معجزه آسا صورت گرفت. البته برخی وكلای امام عسكری ـ علیه السلام ـ و شیعیان و خدمتگزاران مطمئنش, از این تولد آگاهی داشتند. مانند محمد بن عثمان عمری, محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر ـ علیه السلام ـ حكیمه خاتون دختر امام جواد ـ علیه السلام ـ ابو علی بن مطهر, عمرو اهوازی و ابو نصر طریف. آری! یازدهیمن پیشوای معصوم ـ علیه السلام ـ در فرصت های مناسب, فرزند و جانشین خود را به دیگران می نمایاند و به آنان معرفیش می كرد. چنان كه وقتی محمد بن عثمان عمری با چهل نفر دیگر از شیعیان به حضور امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ شرفیاب شدند, آن حضرت, مهدی ـ علیه السلام ـ را به آنان نشان داد و فرمود: این, پس از من, امام شما و جانشین من بین شما است. با وجود این, حضرت حجت ـ علیه السلام ـ پس از ولادتش همچنان پنهان می زیست تا آن كه امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ در سال 260 (هـ . ق) یعنی 28 سالگی با دسیسه معتمد عباسی, مسموم و شهید شد و حضرت صاحب الزمان ـ علیه السلام ـ به امامت رسید. ابوالأدیان می گوید: من از خدمتگزاران امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ بودم و نامه های او را به مناطق مختلف می بردم. روزی آن حضرت به من نامه هایی داد و فرمود: این ها را به «مدائن» ببر, تا پانزده روز در سامراء نخواهی بود, پس از آن وقتی برگردی خواهی یافت كه ناله و شیون از خانه من بلند است و جسدم را در محل غسل گذاشته اند. گفتم: سرورم! اگر چنین شود, چه كسی پس از شما امام است؟ فرمود: هر كس بر جنازه ام نماز بخواند. گفتم: نشانه دیگری ذكر بفرمایید! فرمود: هر كس از آن چه میان همیان است خبر دهد. ابهت امام ـ علیه السلام ـ آن چنان بود كه دیگر نتوانستم از او بپرسم مقصودشان از این نشانه چیست. نامه های آن حضرت را به «مدائن» بردم و پاسخشان را گرفتم. پس از پانزده روز وقتی به سامراء وارد شدم به خانه امام ـ علیه السلام ـ آمدم, ناگاه صدای ناله و شیون از آن جا شنیدم و دیدم برادرش جعفر (كذاب) كنارخانه نشسته است و برخی شیعیان, رحلت امام ـ علیه السلام ـ را به او تسلیت و به امامت رسیدش را تبریك می گویند. از این موضوع در شگفت شدم زیرا من با چشمانم دیده بودم جعفر, شراب می خورد, قمار بازی می كرد و اهل تار و طنبور بود به هر حال من نیز جلو رفتم و رحلت برادرش را به او تسلیت و پیشوائیش را تبریك گفتم اما او چیزی از من نپرسید. ناگاه «عقید» خادم حضرت عسكری ـ علیه السلام ـ حاضر شد و به جعفر گفت: جنازه برادرتان را كفن كردند بیایید بر آن نماز بگذارید. جعفر, همراه برخی شیعیان وارد خانه شدند جسد پاك امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ, میان تابوتی در حیات خانه بود. جعفر پیش رفت تا بر جنازه مطهر امام ـ علیه السلام ـ نماز بخواند. وقتی خواست تكبیر بگوید ناگاه كودك گندم گون و سیاه موی كه دندان های پیشینش قدری از هم فاصله داشت, ظاهر شد, جعفر را كنار زد و گفت: عمو! كنا برو! من باید بر پدرم نماز بخوانم, او با چهره ای درهم كشیده كنار رفت و آن كودك بر پیكر پاك امام ـ علیه السلام ـ نماز خواند و او را در خانه اش, جوار قبر امام هادی ـ علیه السلام ـ دفن فرمود. ابو الأدیان در ادامه می گوید: آن كودك به من رو زد و گفت: ای مرد بصری! پاسخ نامه هایی را كه همراهت است بده! آن ها را به او دادم و با خود گفتم: اینها (اقامه نماز بر جسد پاك امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ و در خواست پاسخ نامه ها) دو نشانه امامت اوست و منتظر ماندم تا نشانه دیگر یعنی خبر دادن از آن چه میان همیان است را نیز بیابم. نزد جعفر آمدم, دیدم داد می كشد و فریاد می كند. شخصی به نام «حاجظ وشاء» به جعفر گفت: آن كودك چه كسی بود؟ جعفر گفت: والله تا به حال او را ندیده ام و نمی شناسم. در این اوضاع, گروهی از قمی ها آمدند وقتی دانستند, یازدهمین امام معصوم ـ علیه السلام ـ رحلت فرموده است. پرسیدند جانشین او كیست؟ برخی گفتند: جانشین او جعفر است, آنان به او سلام كردند و تسلیت و تهنیت گفتند از او پرسیدند: ما نامه ها و پول هایی آورده ایم بفرمایید: نامه را چه كسانی نوشته اند و پول ها چقدر است؟ جعفر, از پاسخ درماند و برآشفته حال برخاست و گفت: اینان علم غیب از ما می خواهند! ناگاه خادمی از خانه بیرون آمد و به قمی ها گفت: نامه ها از فلان كس و فلان كس است و در همیان نیز هزار دینار وجود دارد كه ده تای آن ها را زراندود كرده اند. آن مردم وقتی پاسخ پرسش هایشان را صحیح و دقیق یافتند, گفتند: نامه ها و همیان پول را به تو می دهیم تا به آن كسی كه تو را برای گفتن آن ها فرستاده است (یعنی حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ ) تحویل دهی! زیرا او امام ما است.[2] غیبت صغری و كبری حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ پس از ولادتش دو بار غایب شد كه آن ها را غیبت صغری و غیبت كبری گویند. غیبت صغرای ولی عصر ـ علیه السلام ـ با به شهادت رسیدن امام حسن عسكری در سال 260 (هـ . ق) آغاز شد و تا سال 329 (هـ . ق) ادامه یافت. امام زمان ـ علیه السلام ـ در دوران غیبت صغری توسط چهار نفر از نایبان خاصش كه به نواب اربعه یعنی نایبان چهارگانه معروفتند با مردم ارتباط داشت و به امور آنان رسیدگی می كرد. این چهار نفر عبارت بودند از: 1. عثمان بن سعید عمری 2. ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری 3. ابوالقاسم حسین بن روح 4. ابو الحسن علی بن محمد سمری مهم ترین تحول و رخ داد دوره نیابت «ابو الحسن علی بن محمد سمری» نوشتن توقیعی از جانب حضرت صاحب الزمان ـ علیه السلام ـ به او بود كه در آن فرموده است: بسم الله الرحمن الرحیم ای علی بن محمد سمری! خداوند در فقدان تو به برادرانت پاداش بزرگی عطا فرماید, تو تا شش روز دیگر رحلت می كنی, كارهایت را سامان ده و هیچ كس را به جانشینی خود سفارش نكن اكنون زمان غیبت كبری فرا رسیده است و ظهور من فقط با اجازه خدا خواهد بود آن هم از مدتی طولانی صورت می گیرد كه در آن مردم, بسیار سخت دلند و سرزمین پر از بیدادگری است كسانی, نزد شیعیان ما ادعا می كنند كه مرا می بینند. هر كس پیش از خروج سفیانی و صیحه آسمانی چنین ادعایی بكند, دروغگویی بیش نیست.[3] جانشینان امام زمان در غیبت كبری در غیبت كبری, فقیهان با تقوا, عادل و مدیر و مدبر نایبان عام و جانشینان امام مهدی ـ علیه السلام ـ بین مردم به شمار می آیند و مرجعیت دینی و رهبری آنان را بر عهده دارند و چنان كه خود آن حضرت نیز در حدیثی بر این نكته تصریح فرمودند:[4] وجود امام زمان ـ علیه السلام ـ در این عصر بسان خورشید پشت ابر است یعنی پنهان بودن او موجب نمی شود به عالم هستی سود نرساند بلكه آن حضرت حتی در پس پرده غیبت امام زمین و موجب بركت برای اهل آن است. ملاقات با امام زمان در غیبت كبری: این موضوع, كار ممكنی است هر چند ادعای ملاقات با آن حضرت را از هر كس نمی توان پذیرفت اما در این عصر به اذن خداوند بزرگ و توجهات امام زمان ـ علیه السلام ـ كسانی به حضور آن حضرت شرفیاب شده اند[5] البته ارتباط با حضرت ولی عصر از راه های دیگر برای عموم مردم ممكن است این كار را می توان از طریق قرائت دعاهایی مانند دعای ندبه, عهد و ... انجام داد زیارت اماكن منسوب به امام زمان ـ علیه السلام ـ راه دیگری برای ارتباط با او است مانند مسجد سهله, مسجد اعظم كوفه و سرداب مقدس در عراق و مسجد حضرت صاحب الزمان معروف به مسجد جمكران قم در ایران.[6] طولانی بودن عمر حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ عمر مبارك آن حضرت در غیبت كبری بسیار طولانی است و این موضوع عقلاً محال نیست و به لحاظ علمی نیز ممكن به شمار می آید علاوه بر این افراد بسیاری در امتداد تاریخ زندگی بشر عمر طولانی داشته اند مانند حضرت نوح كه امام صادق ـ علیه السلام ـ درباره او می فرماید: نوح 2300 سال زندگی كرد, 850 سال پیش از آن كه به پیامبری برانگیخته شود و 950 سال میان قومش به هدایت آنان پرداخت و 500 سال هم پس از آن كه كشتی اش به خشكی نشست و آب در زمین فرو رفت آن گاه شهر ها را ساخت و فرزندانش در شهر ها ساكن شدند از دیگر كسانی كه عمر طولانی داشته اند مانند: حضرت سلیمان بن داود 712 سال, شداد بن عامر 900 سال و ...[7] هنگام ظهور حضرت ولی عصر ـ علیه السلام ـ وقت ظهور امام مهدی ـ علیه السلام ـ دقیقاً مشخص نیست, پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ می فرماید: كسانی كه وقت ظهور را معین می كنند دروغ می گویند.[8] راستی میلاد با سعادت حضرت ابوالفضل العباس(ع)و امام سجاد(ع) را به تمام شیعیان تبریک عرض می نمایم. |لينك مطلب| نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 ساعت 16:32 توسط مهدی منصوری | مطالب امام زمان شناسی(2) جزيره خضراء داستان جزيره خضرا حكايت از آ ن مي كندكه: زين الدين على بن فاضل مازندرانى، در سال 690 هجرى به اقيانوس اطلس سفركرده واز سرزمين بربر، سه روز با كشتى در دل اقيانوس رفته، تا به جزاير روافض جزيره هاى شيعيان رسيده است. در آن جا اطلاع يافته كه جزيره اى به نام "جزيره خضراء وجود دارد كه فرزندان حضرت ولى عصر(ع) در آن زندگى مي كنند. چهل روز در آن جا اقامت كرده وسرانجام پس از چهل روز، هفت كشتى مواد غذايى از جزيره خضراء به اين جزيره آمده است. ناخداى كشتى اورا با نام ونام پدر صداكرده وگفته مشخصات تو را به من گفته اند واجازه دادندكه تو را به جزيره خضراء ببرم. او را به جزيره خضرا برد ه ا ند. پس از 16 روز دريانوردى، سرانجام به آب هاى سفيد رسيده اند 0 ناخدا توضيح داده كه اين آب ها، چون جزيره را احاطه كرده است، كشتى دشمنان هرگز نمي تواند از آن بگذرد وبه بركت حضرت ولى عصر(ع) در آن آب ما فرق مي شود. آن ها به جزيره خضراء رسيده، جمعيت انبوهى را با بهترين لباس ووضع مشاهده كرده، شهرى بسيار آباد با درختان سرسبز وانواع ميوه ها وبازارهاى بسيار و ساختمان هاى مجلل از سنگهاى شفاف وخام ديده است 0 شخصى به نام سيد شمس الدين "كه او را نوه پنجم حضرت ولى عصر(ع) معرفى مي كنند، متصدى تعليم، تربيت واداره آن جاست واو نائب خاص حضرت در آن جريره است ومستقيما ا ز امام فرمان مي گيرد 0 وى حضرت را نمي بيند، بلكه صبح هر جمعه، نامه اى به خط امام (ع) در نقطه معينى گذاشته مي شود ودر آن، اوامر آن حضرت و آن چه مورد نياز "سيد شمس الدين(ع) تا هفته آينده خواهد بود، مندرج مي باشد. على بن فاضل، هيجده روز در آن جزيره اقامت نموده واز محضر جناب سيد شمس الدين " خوشه ها چيده، وپس از هيجده روز، به او دستور رسيده كه به وطن خود بازگردد. "على بن فاضل، آن چه را كه از محضر جناب سيد شمس الدين " استفاده كرده، دركتابى به نام "الفوائد الشمسيه "گرد آورده و مشروح تشرف خود را به چند نفر از علماى بزرگ عصر خود بازگوكرده است. ادامه بحث را در لینک (ادامه مطلب)مشاهده کنید. ...بقیه اش را اینجا بخوان |لينك مطلب| نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 ساعت 13:55 توسط مهدی منصوری | مطالب امام زمان شناسی(1) مهدى در قرآن خداوند در قرآن كريم، در آيات متعددى وعده تشكيل حكومت واحد جهانى اسلام، بسط دين اسلام، غلبه آن بر همه اديان، زمامدارى صلحا و ارباب لياقت و پيروزى حزب الله را داده است. در اين زمينه، آيات بسيارى در قرآن كريم وارد شده همه محققان اماميه، كتب مستقلى درباره مهدى در قرآن نگاشته اند كه از جمله آن ها كتاب المحجة في منزل القائم في الحجة تأليف محدث و مفسر خبير سيد هاشم توبلى بحرانى است. مؤلف در اين كتاب، يكصد و بيست آيه از آيات قرآن كريم را به استناد احاديث وارده، بر امام مهدى (ع)تطبيق كرده است. همچنين سيد صادق شيرازى، دركتاب "المهدى فى القرآن " يكصد و ده آيه از آيات قرآن را به استناد احاديث فريقين، به امام مهدى (ع)تطبيق كرده است. نيز على اكبر مهدى پور دركتاب سيماى امام زمان درآيينه قرآن، يكصد و چهل آيه از آيات شريفه قرآن كريم را به استناد احاديث فريقين، بر امام مهدى (ع)تطبيق كرده است . على دوانى نيز دركتاب "مهدى موعود"كه ترجمه جلد سيزدهم بحارالانوار چاب سنگى است، در باب پنجم، شصت و يك آيه از قرآن را كه در روايات اهلبيت (ع)تأويل به ظهور امام زمان (ع)شده، آورده است. در نويدهاى قرآن كريم، چهار ركن اساسى براى كارنامه قيام مصلح جهانى بيان شده است: 1. حكومت واحد جهانى بر اساس توحيد، به رهبرى موعود قرآن، تشكيل خواهد شد و اداره آن به دست مردم صالح و با ايمان واگذار خواهد گرديد، 2. برنامه هاى عالى اسلامى و نظام كامل حكومت "الله " در سرتا سر جهان، بدون كم وكاست، اجرا مى شود و همه احكام الهى به خود جامه عمل خواهد پوشيد، 3. بيم و هراس توده مردم از بين خواهد رفت و آرامش و امنيت كامل در سراسرگيتى بر قرار خواهد گرديد. همگان خداى يكتا را پرستش خواهند كرد و هرگونه شرك و بت پرستى ريشه كن خواهد شد. (1) ا. ظهور حضرت مهدى (ع)از ديدگاه اسلام، مذاهب و ملل جهان هاشمى شهيدى ص 0197 ولي عصر از القاب حضرت مهدى (ع) است. به حضرت، ولي عصرگفته اند چون ولايت دارد بر "عصر" و زمان، و مقدَم است بر زمان. پس حضرت بر خودِ زمان نيز امام است و نه فقط اثرپذير نيست، كه تاثير در زمان مى كند. در بعضى روايات آمده كه منظور از عصر در سوره والعصر" عصر ظهور مهدى (ع) است كه در آن عصر، حق بر باطل به طوركامل غلبه مى كند. (1) 1. تفسير الميزان نور الرب به حضرت مهدى (ع)اطلاق مى شود. قرآن مى گويد: واشرقت الارض بنور ربها. حديث مى فرمايد: نور الرب، حضرت حجت (ع)است و تحقق اين آيه، در وقت ظهور حضرت است. نيز در ذيل آيه مباركه يهدى الله لنوره من يشاء، معصوم مى فرمايد: نوره مراد امام زمان (ع) است. بنابراين وقتى هر دو آيه درباره حضرت حجت(ع)است، يعنى در عصر ظهور حضرت، "اشرقت الارض نور ربها" همه بايد از اين نور استفاده كنند، اما در عصر غيبت اين گونه نيست، بلكه "يهدى الله لنوره من يشاء، بعضى از نور حضرت استفاده مى كنند و بايدكارى كردكه رمز من يشايى پيدا شود(1) 1. برگرفته ازكلام آيت الله وحيد خراسانى كه در پايان كتاب "پيام امام زمان، آمده است. ناجي النجار روحانى اى است اهل كاظمين عراق و از شاگردان شهيد آيت الله محمد باقر صدر و از وكلاى ناحيه مقدسه مرحوم آيت الله خويى 0 (1) وى كتابى را با عنوان "الجزيرة الخضراء وقضيه مثلث برمودا" نوشته كه آن را آقاى على اكبر مهدى پور، با عنوان "جزيره خضراء وتحقيقى پيرامون مثلث برمودا" ترجمه كرده است. ناجى النجار دركتاب خود، علاوه بر ذكر داستان جزيره خضراء، دو ادعا كرده است:1. بر اساس بعضى نشانه ها، احتمالاً جزيره خضرايى كه على بن فاضل مازندرانى حدود هفتصد سال پيش به آن سفركرده است، همان منطقه وحشتناك مثلث برمودا، واقع در اقيانوس اطلس است. كه امروزه روزنامه ها و مجله ها از آن سخن مى گويند. بشقاب پرنده ها در اختيار ساكنان جزيره خضراء )امام زمان (ع) و ياران و فرزندانش است. و اما در جاى خود درباره جزيره خضراء، مثلث برمودا و واقعى يا ساختگى بودن اين دا ستان، بحث كرده ايم. ا. جزيره خضراء، افسانه؟ يا واقعيت طريقه دار پاورقى ص 9. ادعاى ارتباط با حضرت درباره ارتباط با امام زمان (ع)، كتاب هايى نوشته شده كه در اين اواخر، رواج فوق العاده اي يافته است. اين كتاب ها مشحون از حكايات و داستان ها ومطالبى است كه برخى از آن ها به يقين، نادرست وبرخاسته از تصوَرات وخيال بافى هاى نويسندگانِ آن هاست ودر برخى " شمه اى از حقيقت وجود دارد. نقل اين داستان ها وحكايت ها، باعث مى شود كه يك عقيده درست و صحيح، به ناصواب هايى آميخته گردد و عقائد خرافى و ناصحيح و غير مستند در ميان مردم رواج يابد 0 وقتى كه آقا وخانمى به راحتى و آسانى اهل مكاشفه شوند و آن را دركتاب خود بنويسند، چرا ديگران به چنين مقامى نرسند. زمانى كه مدعى مكاشفه، پا را فراتر نهد ودر بيدارى، حضرت رسول (ص) و برخى از معصومين (ع) را ببيند" چرا ديگران از اين نعمت محروم باشند رواج اين گونه كتاب ها باعث شده كه در برخى از مناطق، شاهد اتفاقات عوام فريبانه و خرافى باشيم: كسى در منطقه اى مدعى مى شودكه قطره اى از خون سر امام حسين (ع) ريخته وسر مبارك حضرت را ديده است. چوپانى مدعى مى شود كه غلام شاه چراغ است واز وى دستورهايى دريافت كرده است. خانمى كه از دست شوهرش فراركرده، به مسجد روستايى مى رود ومدعى مى شود كه مسجد، نظركرده است ومريض هايى كه به اين مسجد بيايند شفا مى يابند. در مواردى، دختر يا زنى نظركرده مى شود و حاجت مردم را برآورده مي كند(1) يا سيد مهدى شيوخى )م 1278هـ. ق دركتاب بوارق الحقايق كه شرح سفرهاى اوست ادعا مي كند: در طوس، مهدى (ع) را ديده و ايشان آيات واورادى را در دهان وى، فوت كرده است. در اين ديدار، امام زمان، چند كلمه به فارسى، با لهجه افغانى گفته، او مطلب را فهميد 0، امَا زمانى كه او چند واژه به فارسى مي گويد، حضرت متوجه مقصود وى نمى شود، از اين روى براى آن حضرت توضيح مى دهد(2) پيامد ناگوار اين كتاب ها و عقايد برگرفته از حكايت و خواب، فضايى را به وجود مي آورد كه اهل تعقل و انديشه را به عقايد شيعه بدبين مي كند وزمينه انحراف هاى فكرى را فراهم مي آورد و در نتيجه، مخالفان تشيع، امكان رشد وگسترش مى يابند و عقايد ناصواب عوام و عوام زدگان به نام تشيع ثبت مى شود وبه ديگران انتقال مى يابد ويك عقيد ه اي كه در اصل آن، تمام فرق اسلامى توافق دارند، به گونه اى مطرح مى شود كه فرسنگها با اسلام فاصله دارد و ميدان دفاع را بر انديشه وران اسلامى تنگ مي كند. ادامه دارد... |لينك مطلب| نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 ساعت 14:32 توسط مهدی منصوری |
درباره وبلاگ
سلامتی آقا امام زمان اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
منو اصلي
صفحه نخست
آرشيو موضوعي
مباحث شناخت امام زمان
دوستان منتظر
اطلاعات نوین مسیحای دل خط خالی غربت شلمچه شاید این جمعه بیاید.شاید دست نوشته های یک بسیجی یاس کبود
نظر سنجی
آمار منتظران
امکانات
شبانگاهان که خورشید رخ در نقاب غروب می کشد و تاریکی دامن می گسترد، مرگ رنگ فرا می رسد، رنگ ها که درروز تمام چشم راپر می کردند ودیدن ورای آن را مانع می شدند، با رفتن خورشید ، رخت بربسته ، دیدن بی واسطه را ارزانی می دارند. رنگ ها خود پوشاننده حقایقند . ولی تاریکی درغیاب رنگ ، اسرار را هویدا می سازد البته نه برای همگان که برای خاصان. شب قدر که شاه شب همه ایام است رستن از تمام رنگ ها و وابستگی ها و پیو ستن به حقیقت و بی رنگی است. " شب است خلوت توحید وروز شرک وعدد " به یاد آوریم آیاتی از قرآن کریم را که پیامبر را به تهجد و بیداری در شب فرا می خواند. " یا ایها المزمل ، قم اللیل الا قلیلا نصفه اوانقص منه قلیلا ( قرآن کریم مزمل آیات 1 الی 3) ای رسولی که در جامه خفته ایی، هان شب را به نماز وطاعت خدا بر خیز مگرکمی، که نصف یا چیزی کمتراز نصف باشد (به استراحت بپرداز)" این چه شگفتی است دربیداری شب که خداوند ، حیببش را با دستور موکد ومستقیم بدان رهنمون می سازد؟ " بدانک آب حیات اندرون تاریکیست چه ماهیی که ره آب بسته ایی برخود؟... درون کعبه شب یک نماز صد باشد زبهر خواب ندارد کسی چنین معبد"1 اگر یک شب عادی ( غیر از شب قدر) یک نمازرا در کعبه خود صد نمازکند، شب قدر که از هزار ماه بهتر است چگونه است؟ در نظر داشته باشیم که توصیفات خداوند با توصیفات آمیخته با اغراق و تعارف ما بس متفاوت است. خداوند در قرآن کریم فرموده : "لیله القدر خیر من الف شهر "( قدر،3) و پیش از آن متذکر شده است " وما ادرئک ما لیله القدر " (قدر،2) ما را بر عظمت و شناسایی آن راهی نیست ، تنها می توان درزیر باران رحمت "لیله القدر" ایستاد تا برما ببارد و جانهایمان را از آب زلال خود شست وشو دهد و پاک سازد. " انزل من السماء مآء فسالت اودیه بقدرها ( خداوند آبی را از آسمان نازل کرد، پس جوی ها هر کدام به تناسب ظرفیت خود آب گرفته به حرکت در آمدند( رعد،17) ... برحسب معنای باطن، مراد از باران هر رحمتی است که از جانب خدا بر انسان فرود می آید ودر شریان های جانش قرار گرفته او را به حرکتی هماهنگ با هستی درمی آورد ... )2 از سوی ائمه اطهار و بزرگان دین شب زنده داری و احیاء لیالی قدر بسیار سفارش شده است، آیا در این شب ماهستیم که بیداریم یا این شب قدر است که ما را بیدارنگه می دارد؟ آیا دراین شب جسم بیدار، ما را به مقصود می رساند یا آنکه بیداری جان باید تا راه نمایان گردد؟ چشم سر را باید بیدار داشت تا چشم جان بیداری و بینایی یابد ، دل از بندها برهد و پرده ها از دیده گان فرو افتد . آیا درتمام لیالی قدری که ما سپری کرده ایم این فرآیند ، این بینایی برما حاصل شده است؟ و ما چه زیانکاریم اگر از شب قدر تنها بیداری چشم نصیبمان شود و راهی به ورای آن ، بر اقلیم جان نیابیم. مخسب ای یار مهمان دارامشب که تو روحی و ما بیمار امشب برون کن خواب را ازچشم اسرار که تا پیدا شود ،اسرار امشب اگرتو مشتریی ، گرد مه گرد به گرد گنبد دوار امشب... ترا حق داد صیقل تا زدایی زهجرازرق زنگار امشب... زهی کرو فرو اقبال بیدار که حق بیدار و ما بیدارامشب اگرچشمم بخسبد تا سحر گه زچشم خود شوم بیزار امشب" 3 می گویند دراین شب قرآن از لوح محفوظ بربیت المعمور نازل شده است و پس از آن بر قلب پیامبر، می گویند دراین شب سرنوشت تمام جهانیان بر قطب عالم امکان عرضه می شود، می گویند دراین شب فرشتگان نازل می شوند و بر گرد امام عصر طواف می کنند ، می گویند دراین شب فرشتگان از کنار هیچ مومنی عبور نمی کنند جزآنکه برا و سلام کنند ، می گویند دراین شب سکینه و آرامش برتمام کائنات حکمفرماست ، می گویند از شب تا به سحر، نعم والطاف خداوند است که بربندگانش نازل می شود... و با این همه ما از شب قدر چه می دانیم که چه بزرگ است ؟ خطاب " ما ادرئک " ماهستیم نه رسول الله که او شهر علم است ، ولی بی گمان راه دانستن مسدود نیست . ای خداجان را پذیرا کن ز رزق پاک خویش بی تردید ، دانستن ، فهمیدن ، ایمان آوردن و چشم جان گشودن و دل صافی یافتن ، رزق های پاک خداوندند. امید که در شبی چنین بزرگ ازاین نعم بی بهره نمانیم. ما را از دعاي خير خود بي بهره نگذاريد التماس دعا
به یاد آوریم آیاتی از قرآن کریم را که پیامبر را به تهجد و بیداری در شب فرا می خواند.
" یا ایها المزمل ، قم اللیل الا قلیلا نصفه اوانقص منه قلیلا ( قرآن کریم مزمل آیات 1 الی 3)
ای رسولی که در جامه خفته ایی، هان شب را به نماز وطاعت خدا بر خیز مگرکمی، که نصف یا چیزی کمتراز نصف باشد (به استراحت بپرداز)"
این چه شگفتی است دربیداری شب که خداوند ، حیببش را با دستور موکد ومستقیم بدان رهنمون می سازد؟
اگر یک شب عادی ( غیر از شب قدر) یک نمازرا در کعبه خود صد نمازکند، شب قدر که از هزار ماه بهتر است چگونه است؟ در نظر داشته باشیم که توصیفات خداوند با توصیفات آمیخته با اغراق و تعارف ما بس متفاوت است. خداوند در قرآن کریم فرموده : "لیله القدر خیر من الف شهر "( قدر،3) و پیش از آن متذکر شده است " وما ادرئک ما لیله القدر " (قدر،2)
ما را بر عظمت و شناسایی آن راهی نیست ، تنها می توان درزیر باران رحمت "لیله القدر" ایستاد تا برما ببارد و جانهایمان را از آب زلال خود شست وشو دهد و پاک سازد.
" انزل من السماء مآء فسالت اودیه بقدرها ( خداوند آبی را از آسمان نازل کرد، پس جوی ها هر کدام به تناسب ظرفیت خود آب گرفته به حرکت در آمدند( رعد،17) ... برحسب معنای باطن، مراد از باران هر رحمتی است که از جانب خدا بر انسان فرود می آید ودر شریان های جانش قرار گرفته او را به حرکتی هماهنگ با هستی درمی آورد ... )2
از سوی ائمه اطهار و بزرگان دین شب زنده داری و احیاء لیالی قدر بسیار سفارش شده است، آیا در این شب ماهستیم که بیداریم یا این شب قدر است که ما را بیدارنگه می دارد؟ آیا دراین شب جسم بیدار، ما را به مقصود می رساند یا آنکه بیداری جان باید تا راه نمایان گردد؟
چشم سر را باید بیدار داشت تا چشم جان بیداری و بینایی یابد ، دل از بندها برهد و پرده ها از دیده گان فرو افتد . آیا درتمام لیالی قدری که ما سپری کرده ایم این فرآیند ، این بینایی برما حاصل شده است؟ و ما چه زیانکاریم اگر از شب قدر تنها بیداری چشم نصیبمان شود و راهی به ورای آن ، بر اقلیم جان نیابیم.
می گویند دراین شب قرآن از لوح محفوظ بربیت المعمور نازل شده است و پس از آن بر قلب پیامبر، می گویند دراین شب سرنوشت تمام جهانیان بر قطب عالم امکان عرضه می شود، می گویند دراین شب فرشتگان نازل می شوند و بر گرد امام عصر طواف می کنند ، می گویند دراین شب فرشتگان از کنار هیچ مومنی عبور نمی کنند جزآنکه برا و سلام کنند ، می گویند دراین شب سکینه و آرامش برتمام کائنات حکمفرماست ، می گویند از شب تا به سحر، نعم والطاف خداوند است که بربندگانش نازل می شود...
و با این همه ما از شب قدر چه می دانیم که چه بزرگ است ؟ خطاب " ما ادرئک " ماهستیم نه رسول الله که او شهر علم است ، ولی بی گمان راه دانستن مسدود نیست .
ای خداجان را پذیرا کن ز رزق پاک خویش
بی تردید ، دانستن ، فهمیدن ، ایمان آوردن و چشم جان گشودن و دل صافی یافتن ، رزق های پاک خداوندند. امید که در شبی چنین بزرگ ازاین نعم بی بهره نمانیم.
ما را از دعاي خير خود بي بهره نگذاريد التماس دعا
|لينك مطلب| نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 15:30 توسط مهدی منصوری |
عدالت گستري اصلحترين رسالت قيام و انقلاب مهدي (ع) است. آثار عدالت مهدوي محدود به عرصهاي حاضر نخواهد بود. بلكه در حوزههاي مختلف فردي و اجتماعي آشكار خواد شد و اين تفسير ((يملاء الله به الارض قسط و عدلاَ)) است ره آورد قيام آن حضرت اين است كه هم فرد را در روابط گوناگون خود ميسازد و هم جامعه را در بخشهاي مختلف اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و قضائي سامان ميبخشد. در اين مقاله تلاش كردهايم كه جريان عدالت مهدوي و چگونگي آن را در عرصههاي گوناگون فردي و اجتماعي مورد بررسي قرار دهيم. پيش از پرداختن به اصل موضوع، لازم است معني و مفهوم عدل به درستي آشكار شود. در معني عدل گفتهاند: هو توسّط بينالافراط و التفريط بحيث لاتكون فيه زيادة ولانقيصة ... ثم ان العدالة اما في الرأي والافكار اذا كان مصوناً عن الانحراف والضعف والحدّة و يطابق الحق والصّواب [كما في قوله تعالي]: واذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل 1. و اما في الصفات النفسانية بان تكون الاخلاق الباطنية معتدلة ليس فيها افراط و لاتفريط... و اما في الاعمال و هو في الاقوال و في الوظائف الانفرادية و في الاعمال الاجتماعية.... [كما في قوله تعالي]: واذا قلتم فاعدلوا و لو كان ذا قربي 2. ... و ليعلم انَّ موضوع العداله من اهم الموضوعات.... و اليها يرجع كل عمل حسن و خُلق مطلوب و رأي صائب ... و هو المطلوب في كل مورد و في كل مقام.3 عدالت ميانه زيادهروي و كوتاهي است و به معني آن است كه در امور، زيادي و كمي نباشد... عدالت يا در انديشه و افكار است؛ به اين معني كه از انحراف و سستي به دور بوده و مطابق حق و راستي باشد؛ همانگونه كه خداوند در قرآن دستور داده است: ((و آنگاه كه ميان مردم حكم ميكنيد، به عدالت داوري كنيد...)) يا در صفات انساني است؛ يعني اخلاق دروني ميانه باشد و هيچ تندروي و كندروي در آن نباشد... و يا در حوزه اعمال است كه شامل گفتار و تكاليف فردي و كارهاي اجتماعي ميشود. [چنانكه خداي متعال در قرآن فرموده:] ((و آنگاه كه سخن ميگوييد، به عدالت بگوييد، اگرچه خويشاوند باشد)). و بايد دانست كه موضوع عدالت از مهمترين موضوعات است... و هر كار نيك و خلق و خوي پسنديده و فكر درست به آن بازميگردد... و عدالت همان چيزي است كه در هر مورد و هر جايي خواسته شده است.4 با اين بيان جامع، روشن است كه عدالت مفهومي بسيار گسترده دارد و در همه امور عالم تشريعي جاري است. طبق بعضي روايات، مثل آنچه به پيامبر نسبت داده شده كه ((بالعدل قامت السموات والارض))5 استفاده ميشود كه عدالت در امور تكوين و خلق نيز امري عام و همگاني است. با اين مقدمه، به بحث درباره عدالت مهدوي و آثار فردي و اجتماعي آن خواهيم پرداخت. ...بقیه اش را اینجا بخوان
پيش از پرداختن به اصل موضوع، لازم است معني و مفهوم عدل به درستي آشكار شود.
در معني عدل گفتهاند:
هو توسّط بينالافراط و التفريط بحيث لاتكون فيه زيادة ولانقيصة ...
ثم ان العدالة اما في الرأي والافكار اذا كان مصوناً عن الانحراف والضعف والحدّة و يطابق الحق والصّواب [كما في قوله تعالي]: واذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل 1.
و اما في الصفات النفسانية بان تكون الاخلاق الباطنية معتدلة ليس فيها افراط و لاتفريط... و اما في الاعمال و هو في الاقوال و في الوظائف الانفرادية و في الاعمال الاجتماعية.... [كما في قوله تعالي]: واذا قلتم فاعدلوا و لو كان ذا قربي 2.
... و ليعلم انَّ موضوع العداله من اهم الموضوعات.... و اليها يرجع كل عمل حسن و خُلق مطلوب و رأي صائب ... و هو المطلوب في كل مورد و في كل مقام.3
عدالت ميانه زيادهروي و كوتاهي است و به معني آن است كه در امور، زيادي و كمي نباشد... عدالت يا در انديشه و افكار است؛ به اين معني كه از انحراف و سستي به دور بوده و مطابق حق و راستي باشد؛ همانگونه كه خداوند در قرآن دستور داده است:
((و آنگاه كه ميان مردم حكم ميكنيد، به عدالت داوري كنيد...))
يا در صفات انساني است؛ يعني اخلاق دروني ميانه باشد و هيچ تندروي و كندروي در آن نباشد... و يا در حوزه اعمال است كه شامل گفتار و تكاليف فردي و كارهاي اجتماعي ميشود.
[چنانكه خداي متعال در قرآن فرموده:] ((و آنگاه كه سخن ميگوييد، به عدالت بگوييد، اگرچه خويشاوند باشد)).
و بايد دانست كه موضوع عدالت از مهمترين موضوعات است... و هر كار نيك و خلق و خوي پسنديده و فكر درست به آن بازميگردد... و عدالت همان چيزي است كه در هر مورد و هر جايي خواسته شده است.4
با اين بيان جامع، روشن است كه عدالت مفهومي بسيار گسترده دارد و در همه امور عالم تشريعي جاري است. طبق بعضي روايات، مثل آنچه به پيامبر نسبت داده شده كه ((بالعدل قامت السموات والارض))5 استفاده ميشود كه عدالت در امور تكوين و خلق نيز امري عام و همگاني است.
با اين مقدمه، به بحث درباره عدالت مهدوي و آثار فردي و اجتماعي آن خواهيم پرداخت.
|لينك مطلب| نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 ساعت 18:7 توسط مهدی منصوری |
ماه رمضان هم رسيد اميد وارم ماهي باشه كه واقعا به مهماني خدا برويم
و بتونيم كمي از گناهان خود بكاهيم .راستي دوستان ختم قرآن رو هم فراموش نكنيد.
باز هم حلول ماه رمضان رو به همه دوستان تبريك ميگم.
|لينك مطلب| نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 ساعت 20:23 توسط مهدی منصوری |
میلاد منجی عالم بشریت مهدی موعود بر همگان مبارک باد.
|لينك مطلب| نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 ساعت 12:37 توسط مهدی منصوری |
امام زمان(ع) و ویژگی های او را، دوباره باید شناخت. امامت و نقش آن را دیگر باره با دیدی عمیق تر و در گستره ای وسیع تر باید بررسی کرد. راستی چرا عدم شناخت امام زمان(عج) همپای شرک و جاهلیت، و تکذیب او همردیف کفر و بی ایمانی شمرده شده است؟ رسول اکرم(ص) می فرماید : « کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است ». ( میزان الحکمه، ج1، ص 37 ) رسول اکرم(ص) می فرماید: « کسی که مهدی را تکذیب کند کافر است ». (الفتاوی الحدیثیه، ابن حجر هیثمی، ص 37 ) چرا در دعای شریفه می خوانیم: «... خدایا حجت خویش را به من بشناسان، که اگر حجت خود را به من نشناسانی، از دینم گمراه خواهم شد ». (اصول کافی، ج1، ص 237، ح 5 ) آیا غیر از این است که جز با شناخت امام، راه هدایت را نمی توان سناخت و جز با معرفت او، به معرفت دینی نمی توان دست یافت؟ به یقین شناخت امام عصر(عج) که کلید همه ی معارف وحی است، با یادگیری نامها و القاب و تاریخ ولادت و غیبت او حاصل نمی شود. باید در حکمت نام ها و نشان های او اندیشه کرد. باید در شگفتی های ولادت و حیات او تأمل نمود. باید غیبت پر رمز و راز او را به بررسی نشست و عوامل و لوازم آن را با نگاهی مسئولانه جستجو کرد. باید در کلمات و فرمایشات امام(ع) دقت کرد. باید در نامه ها و فرامین او تدبر نمود. باید آنچه را که سبب خوشنودی و نا خشنودی او است، باز شناخت. باید اهداف و آرمان های او را فهمید. این اندیشه و تأمل و بررسی و دقت و تدبر و فهم و شناخت، مقدمه ای تعهد آفرین برای اطاعتی تعبد آمبز از امام زمان(ع) است؛ و چنین اطاعتی عین اطاعت از خدا و پیامبر(ع) است که غایت ایمان و اسلام به شمار می آید.
امام زمان(ع) و ویژگی های او را، دوباره باید شناخت.
امامت و نقش آن را دیگر باره با دیدی عمیق تر و در گستره ای وسیع تر باید بررسی کرد.
راستی چرا عدم شناخت امام زمان(عج) همپای شرک و جاهلیت، و تکذیب او همردیف کفر و بی ایمانی شمرده شده است؟
رسول اکرم(ص) می فرماید :
« کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است ».
( میزان الحکمه، ج1، ص 37 )
رسول اکرم(ص) می فرماید:
« کسی که مهدی را تکذیب کند کافر است ».
(الفتاوی الحدیثیه، ابن حجر هیثمی، ص 37 )
چرا در دعای شریفه می خوانیم:
«... خدایا حجت خویش را به من بشناسان، که اگر حجت خود را به من نشناسانی، از دینم گمراه خواهم شد ».
(اصول کافی، ج1، ص 237، ح 5 )
آیا غیر از این است که جز با شناخت امام، راه هدایت را نمی توان سناخت و جز با معرفت او، به معرفت دینی نمی توان دست یافت؟
به یقین شناخت امام عصر(عج) که کلید همه ی معارف وحی است، با یادگیری نامها و القاب و تاریخ ولادت و غیبت او حاصل نمی شود.
باید در حکمت نام ها و نشان های او اندیشه کرد.
باید در شگفتی های ولادت و حیات او تأمل نمود.
باید غیبت پر رمز و راز او را به بررسی نشست و عوامل و لوازم آن را با نگاهی مسئولانه جستجو کرد.
باید در کلمات و فرمایشات امام(ع) دقت کرد.
باید در نامه ها و فرامین او تدبر نمود.
باید آنچه را که سبب خوشنودی و نا خشنودی او است، باز شناخت.
باید اهداف و آرمان های او را فهمید.
این اندیشه و تأمل و بررسی و دقت و تدبر و فهم و شناخت، مقدمه ای تعهد آفرین برای اطاعتی تعبد آمبز از امام زمان(ع) است؛ و چنین اطاعتی عین اطاعت از خدا و پیامبر(ع) است که غایت ایمان و اسلام به شمار می آید.
|لينك مطلب| نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1387 ساعت 15:51 توسط مهدی منصوری |
حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ دوازدهمین پیشوای معصوم, بنابر نظریه مشهور, سحرگاهان پانزدهم شعبان سال 255 (هـ . ق) در سامراء متولد شد. او هم نام پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ( م ح م د ) و هم كنیه آن حضرت یعنی ابوالقاسم است. از جمله لقب های او, حجت, قائم, خلف صالح, صاحب الزمان و بقیه الله به شمار می آید اما مشهورترین آن ها مهدی ـ علیه السلام ـ است. پدر بزرگوارش, حضرت امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ و مادر گرامیش نرجس خاتون است كه او را «سوسن», «ریحانه» و «صقیل» نیز نامیده اند.[1] امام زمان ـ علیه السلام ـ زمانی تولد یافت كه عباسیان حاكم بر سامراء و بغداد, زندگی امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ را كنترل كرده و برای یافتن آخرین حجت الهی و نابودی او سخت می كوشیدند از این رو تولد آن حضرت, بسیار مخفیانه و معجزه آسا صورت گرفت. البته برخی وكلای امام عسكری ـ علیه السلام ـ و شیعیان و خدمتگزاران مطمئنش, از این تولد آگاهی داشتند. مانند محمد بن عثمان عمری, محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر ـ علیه السلام ـ حكیمه خاتون دختر امام جواد ـ علیه السلام ـ ابو علی بن مطهر, عمرو اهوازی و ابو نصر طریف. آری! یازدهیمن پیشوای معصوم ـ علیه السلام ـ در فرصت های مناسب, فرزند و جانشین خود را به دیگران می نمایاند و به آنان معرفیش می كرد. چنان كه وقتی محمد بن عثمان عمری با چهل نفر دیگر از شیعیان به حضور امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ شرفیاب شدند, آن حضرت, مهدی ـ علیه السلام ـ را به آنان نشان داد و فرمود: این, پس از من, امام شما و جانشین من بین شما است. با وجود این, حضرت حجت ـ علیه السلام ـ پس از ولادتش همچنان پنهان می زیست تا آن كه امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ در سال 260 (هـ . ق) یعنی 28 سالگی با دسیسه معتمد عباسی, مسموم و شهید شد و حضرت صاحب الزمان ـ علیه السلام ـ به امامت رسید. ابوالأدیان می گوید: من از خدمتگزاران امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ بودم و نامه های او را به مناطق مختلف می بردم. روزی آن حضرت به من نامه هایی داد و فرمود: این ها را به «مدائن» ببر, تا پانزده روز در سامراء نخواهی بود, پس از آن وقتی برگردی خواهی یافت كه ناله و شیون از خانه من بلند است و جسدم را در محل غسل گذاشته اند. گفتم: سرورم! اگر چنین شود, چه كسی پس از شما امام است؟ فرمود: هر كس بر جنازه ام نماز بخواند. گفتم: نشانه دیگری ذكر بفرمایید! فرمود: هر كس از آن چه میان همیان است خبر دهد. ابهت امام ـ علیه السلام ـ آن چنان بود كه دیگر نتوانستم از او بپرسم مقصودشان از این نشانه چیست. نامه های آن حضرت را به «مدائن» بردم و پاسخشان را گرفتم. پس از پانزده روز وقتی به سامراء وارد شدم به خانه امام ـ علیه السلام ـ آمدم, ناگاه صدای ناله و شیون از آن جا شنیدم و دیدم برادرش جعفر (كذاب) كنارخانه نشسته است و برخی شیعیان, رحلت امام ـ علیه السلام ـ را به او تسلیت و به امامت رسیدش را تبریك می گویند. از این موضوع در شگفت شدم زیرا من با چشمانم دیده بودم جعفر, شراب می خورد, قمار بازی می كرد و اهل تار و طنبور بود به هر حال من نیز جلو رفتم و رحلت برادرش را به او تسلیت و پیشوائیش را تبریك گفتم اما او چیزی از من نپرسید. ناگاه «عقید» خادم حضرت عسكری ـ علیه السلام ـ حاضر شد و به جعفر گفت: جنازه برادرتان را كفن كردند بیایید بر آن نماز بگذارید. جعفر, همراه برخی شیعیان وارد خانه شدند جسد پاك امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ, میان تابوتی در حیات خانه بود. جعفر پیش رفت تا بر جنازه مطهر امام ـ علیه السلام ـ نماز بخواند. وقتی خواست تكبیر بگوید ناگاه كودك گندم گون و سیاه موی كه دندان های پیشینش قدری از هم فاصله داشت, ظاهر شد, جعفر را كنار زد و گفت: عمو! كنا برو! من باید بر پدرم نماز بخوانم, او با چهره ای درهم كشیده كنار رفت و آن كودك بر پیكر پاك امام ـ علیه السلام ـ نماز خواند و او را در خانه اش, جوار قبر امام هادی ـ علیه السلام ـ دفن فرمود. ابو الأدیان در ادامه می گوید: آن كودك به من رو زد و گفت: ای مرد بصری! پاسخ نامه هایی را كه همراهت است بده! آن ها را به او دادم و با خود گفتم: اینها (اقامه نماز بر جسد پاك امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ و در خواست پاسخ نامه ها) دو نشانه امامت اوست و منتظر ماندم تا نشانه دیگر یعنی خبر دادن از آن چه میان همیان است را نیز بیابم. نزد جعفر آمدم, دیدم داد می كشد و فریاد می كند. شخصی به نام «حاجظ وشاء» به جعفر گفت: آن كودك چه كسی بود؟ جعفر گفت: والله تا به حال او را ندیده ام و نمی شناسم. در این اوضاع, گروهی از قمی ها آمدند وقتی دانستند, یازدهمین امام معصوم ـ علیه السلام ـ رحلت فرموده است. پرسیدند جانشین او كیست؟ برخی گفتند: جانشین او جعفر است, آنان به او سلام كردند و تسلیت و تهنیت گفتند از او پرسیدند: ما نامه ها و پول هایی آورده ایم بفرمایید: نامه را چه كسانی نوشته اند و پول ها چقدر است؟ جعفر, از پاسخ درماند و برآشفته حال برخاست و گفت: اینان علم غیب از ما می خواهند! ناگاه خادمی از خانه بیرون آمد و به قمی ها گفت: نامه ها از فلان كس و فلان كس است و در همیان نیز هزار دینار وجود دارد كه ده تای آن ها را زراندود كرده اند. آن مردم وقتی پاسخ پرسش هایشان را صحیح و دقیق یافتند, گفتند: نامه ها و همیان پول را به تو می دهیم تا به آن كسی كه تو را برای گفتن آن ها فرستاده است (یعنی حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ ) تحویل دهی! زیرا او امام ما است.[2] غیبت صغری و كبری حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ پس از ولادتش دو بار غایب شد كه آن ها را غیبت صغری و غیبت كبری گویند. غیبت صغرای ولی عصر ـ علیه السلام ـ با به شهادت رسیدن امام حسن عسكری در سال 260 (هـ . ق) آغاز شد و تا سال 329 (هـ . ق) ادامه یافت. امام زمان ـ علیه السلام ـ در دوران غیبت صغری توسط چهار نفر از نایبان خاصش كه به نواب اربعه یعنی نایبان چهارگانه معروفتند با مردم ارتباط داشت و به امور آنان رسیدگی می كرد. این چهار نفر عبارت بودند از: 1. عثمان بن سعید عمری 2. ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری 3. ابوالقاسم حسین بن روح 4. ابو الحسن علی بن محمد سمری مهم ترین تحول و رخ داد دوره نیابت «ابو الحسن علی بن محمد سمری» نوشتن توقیعی از جانب حضرت صاحب الزمان ـ علیه السلام ـ به او بود كه در آن فرموده است: بسم الله الرحمن الرحیم ای علی بن محمد سمری! خداوند در فقدان تو به برادرانت پاداش بزرگی عطا فرماید, تو تا شش روز دیگر رحلت می كنی, كارهایت را سامان ده و هیچ كس را به جانشینی خود سفارش نكن اكنون زمان غیبت كبری فرا رسیده است و ظهور من فقط با اجازه خدا خواهد بود آن هم از مدتی طولانی صورت می گیرد كه در آن مردم, بسیار سخت دلند و سرزمین پر از بیدادگری است كسانی, نزد شیعیان ما ادعا می كنند كه مرا می بینند. هر كس پیش از خروج سفیانی و صیحه آسمانی چنین ادعایی بكند, دروغگویی بیش نیست.[3] جانشینان امام زمان در غیبت كبری در غیبت كبری, فقیهان با تقوا, عادل و مدیر و مدبر نایبان عام و جانشینان امام مهدی ـ علیه السلام ـ بین مردم به شمار می آیند و مرجعیت دینی و رهبری آنان را بر عهده دارند و چنان كه خود آن حضرت نیز در حدیثی بر این نكته تصریح فرمودند:[4] وجود امام زمان ـ علیه السلام ـ در این عصر بسان خورشید پشت ابر است یعنی پنهان بودن او موجب نمی شود به عالم هستی سود نرساند بلكه آن حضرت حتی در پس پرده غیبت امام زمین و موجب بركت برای اهل آن است. ملاقات با امام زمان در غیبت كبری: این موضوع, كار ممكنی است هر چند ادعای ملاقات با آن حضرت را از هر كس نمی توان پذیرفت اما در این عصر به اذن خداوند بزرگ و توجهات امام زمان ـ علیه السلام ـ كسانی به حضور آن حضرت شرفیاب شده اند[5] البته ارتباط با حضرت ولی عصر از راه های دیگر برای عموم مردم ممكن است این كار را می توان از طریق قرائت دعاهایی مانند دعای ندبه, عهد و ... انجام داد زیارت اماكن منسوب به امام زمان ـ علیه السلام ـ راه دیگری برای ارتباط با او است مانند مسجد سهله, مسجد اعظم كوفه و سرداب مقدس در عراق و مسجد حضرت صاحب الزمان معروف به مسجد جمكران قم در ایران.[6] طولانی بودن عمر حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ عمر مبارك آن حضرت در غیبت كبری بسیار طولانی است و این موضوع عقلاً محال نیست و به لحاظ علمی نیز ممكن به شمار می آید علاوه بر این افراد بسیاری در امتداد تاریخ زندگی بشر عمر طولانی داشته اند مانند حضرت نوح كه امام صادق ـ علیه السلام ـ درباره او می فرماید: نوح 2300 سال زندگی كرد, 850 سال پیش از آن كه به پیامبری برانگیخته شود و 950 سال میان قومش به هدایت آنان پرداخت و 500 سال هم پس از آن كه كشتی اش به خشكی نشست و آب در زمین فرو رفت آن گاه شهر ها را ساخت و فرزندانش در شهر ها ساكن شدند از دیگر كسانی كه عمر طولانی داشته اند مانند: حضرت سلیمان بن داود 712 سال, شداد بن عامر 900 سال و ...[7] هنگام ظهور حضرت ولی عصر ـ علیه السلام ـ وقت ظهور امام مهدی ـ علیه السلام ـ دقیقاً مشخص نیست, پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ می فرماید: كسانی كه وقت ظهور را معین می كنند دروغ می گویند.[8] راستی میلاد با سعادت حضرت ابوالفضل العباس(ع)و امام سجاد(ع) را به تمام شیعیان تبریک عرض می نمایم.
حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ دوازدهمین پیشوای معصوم, بنابر نظریه مشهور, سحرگاهان پانزدهم شعبان سال 255 (هـ . ق) در سامراء متولد شد. او هم نام پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ( م ح م د ) و هم كنیه آن حضرت یعنی ابوالقاسم است. از جمله لقب های او, حجت, قائم, خلف صالح, صاحب الزمان و بقیه الله به شمار می آید اما مشهورترین آن ها مهدی ـ علیه السلام ـ است. پدر بزرگوارش, حضرت امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ و مادر گرامیش نرجس خاتون است كه او را «سوسن», «ریحانه» و «صقیل» نیز نامیده اند.[1] امام زمان ـ علیه السلام ـ زمانی تولد یافت كه عباسیان حاكم بر سامراء و بغداد, زندگی امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ را كنترل كرده و برای یافتن آخرین حجت الهی و نابودی او سخت می كوشیدند از این رو تولد آن حضرت, بسیار مخفیانه و معجزه آسا صورت گرفت. البته برخی وكلای امام عسكری ـ علیه السلام ـ و شیعیان و خدمتگزاران مطمئنش, از این تولد آگاهی داشتند. مانند محمد بن عثمان عمری, محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر ـ علیه السلام ـ حكیمه خاتون دختر امام جواد ـ علیه السلام ـ ابو علی بن مطهر, عمرو اهوازی و ابو نصر طریف. آری! یازدهیمن پیشوای معصوم ـ علیه السلام ـ در فرصت های مناسب, فرزند و جانشین خود را به دیگران می نمایاند و به آنان معرفیش می كرد. چنان كه وقتی محمد بن عثمان عمری با چهل نفر دیگر از شیعیان به حضور امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ شرفیاب شدند, آن حضرت, مهدی ـ علیه السلام ـ را به آنان نشان داد و فرمود: این, پس از من, امام شما و جانشین من بین شما است. با وجود این, حضرت حجت ـ علیه السلام ـ پس از ولادتش همچنان پنهان می زیست تا آن كه امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ در سال 260 (هـ . ق) یعنی 28 سالگی با دسیسه معتمد عباسی, مسموم و شهید شد و حضرت صاحب الزمان ـ علیه السلام ـ به امامت رسید. ابوالأدیان می گوید: من از خدمتگزاران امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ بودم و نامه های او را به مناطق مختلف می بردم. روزی آن حضرت به من نامه هایی داد و فرمود: این ها را به «مدائن» ببر, تا پانزده روز در سامراء نخواهی بود, پس از آن وقتی برگردی خواهی یافت كه ناله و شیون از خانه من بلند است و جسدم را در محل غسل گذاشته اند. گفتم: سرورم! اگر چنین شود, چه كسی پس از شما امام است؟ فرمود: هر كس بر جنازه ام نماز بخواند. گفتم: نشانه دیگری ذكر بفرمایید! فرمود: هر كس از آن چه میان همیان است خبر دهد. ابهت امام ـ علیه السلام ـ آن چنان بود كه دیگر نتوانستم از او بپرسم مقصودشان از این نشانه چیست. نامه های آن حضرت را به «مدائن» بردم و پاسخشان را گرفتم. پس از پانزده روز وقتی به سامراء وارد شدم به خانه امام ـ علیه السلام ـ آمدم, ناگاه صدای ناله و شیون از آن جا شنیدم و دیدم برادرش جعفر (كذاب) كنارخانه نشسته است و برخی شیعیان, رحلت امام ـ علیه السلام ـ را به او تسلیت و به امامت رسیدش را تبریك می گویند. از این موضوع در شگفت شدم زیرا من با چشمانم دیده بودم جعفر, شراب می خورد, قمار بازی می كرد و اهل تار و طنبور بود به هر حال من نیز جلو رفتم و رحلت برادرش را به او تسلیت و پیشوائیش را تبریك گفتم اما او چیزی از من نپرسید. ناگاه «عقید» خادم حضرت عسكری ـ علیه السلام ـ حاضر شد و به جعفر گفت: جنازه برادرتان را كفن كردند بیایید بر آن نماز بگذارید. جعفر, همراه برخی شیعیان وارد خانه شدند جسد پاك امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ, میان تابوتی در حیات خانه بود. جعفر پیش رفت تا بر جنازه مطهر امام ـ علیه السلام ـ نماز بخواند. وقتی خواست تكبیر بگوید ناگاه كودك گندم گون و سیاه موی كه دندان های پیشینش قدری از هم فاصله داشت, ظاهر شد, جعفر را كنار زد و گفت: عمو! كنا برو! من باید بر پدرم نماز بخوانم, او با چهره ای درهم كشیده كنار رفت و آن كودك بر پیكر پاك امام ـ علیه السلام ـ نماز خواند و او را در خانه اش, جوار قبر امام هادی ـ علیه السلام ـ دفن فرمود. ابو الأدیان در ادامه می گوید: آن كودك به من رو زد و گفت: ای مرد بصری! پاسخ نامه هایی را كه همراهت است بده! آن ها را به او دادم و با خود گفتم: اینها (اقامه نماز بر جسد پاك امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ و در خواست پاسخ نامه ها) دو نشانه امامت اوست و منتظر ماندم تا نشانه دیگر یعنی خبر دادن از آن چه میان همیان است را نیز بیابم. نزد جعفر آمدم, دیدم داد می كشد و فریاد می كند. شخصی به نام «حاجظ وشاء» به جعفر گفت: آن كودك چه كسی بود؟ جعفر گفت: والله تا به حال او را ندیده ام و نمی شناسم. در این اوضاع, گروهی از قمی ها آمدند وقتی دانستند, یازدهمین امام معصوم ـ علیه السلام ـ رحلت فرموده است. پرسیدند جانشین او كیست؟ برخی گفتند: جانشین او جعفر است, آنان به او سلام كردند و تسلیت و تهنیت گفتند از او پرسیدند: ما نامه ها و پول هایی آورده ایم بفرمایید: نامه را چه كسانی نوشته اند و پول ها چقدر است؟ جعفر, از پاسخ درماند و برآشفته حال برخاست و گفت: اینان علم غیب از ما می خواهند! ناگاه خادمی از خانه بیرون آمد و به قمی ها گفت: نامه ها از فلان كس و فلان كس است و در همیان نیز هزار دینار وجود دارد كه ده تای آن ها را زراندود كرده اند. آن مردم وقتی پاسخ پرسش هایشان را صحیح و دقیق یافتند, گفتند: نامه ها و همیان پول را به تو می دهیم تا به آن كسی كه تو را برای گفتن آن ها فرستاده است (یعنی حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ ) تحویل دهی! زیرا او امام ما است.[2] غیبت صغری و كبری حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ پس از ولادتش دو بار غایب شد كه آن ها را غیبت صغری و غیبت كبری گویند. غیبت صغرای ولی عصر ـ علیه السلام ـ با به شهادت رسیدن امام حسن عسكری در سال 260 (هـ . ق) آغاز شد و تا سال 329 (هـ . ق) ادامه یافت. امام زمان ـ علیه السلام ـ در دوران غیبت صغری توسط چهار نفر از نایبان خاصش كه به نواب اربعه یعنی نایبان چهارگانه معروفتند با مردم ارتباط داشت و به امور آنان رسیدگی می كرد. این چهار نفر عبارت بودند از: 1. عثمان بن سعید عمری 2. ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری 3. ابوالقاسم حسین بن روح 4. ابو الحسن علی بن محمد سمری مهم ترین تحول و رخ داد دوره نیابت «ابو الحسن علی بن محمد سمری» نوشتن توقیعی از جانب حضرت صاحب الزمان ـ علیه السلام ـ به او بود كه در آن فرموده است: بسم الله الرحمن الرحیم ای علی بن محمد سمری! خداوند در فقدان تو به برادرانت پاداش بزرگی عطا فرماید, تو تا شش روز دیگر رحلت می كنی, كارهایت را سامان ده و هیچ كس را به جانشینی خود سفارش نكن اكنون زمان غیبت كبری فرا رسیده است و ظهور من فقط با اجازه خدا خواهد بود آن هم از مدتی طولانی صورت می گیرد كه در آن مردم, بسیار سخت دلند و سرزمین پر از بیدادگری است كسانی, نزد شیعیان ما ادعا می كنند كه مرا می بینند. هر كس پیش از خروج سفیانی و صیحه آسمانی چنین ادعایی بكند, دروغگویی بیش نیست.[3] جانشینان امام زمان در غیبت كبری در غیبت كبری, فقیهان با تقوا, عادل و مدیر و مدبر نایبان عام و جانشینان امام مهدی ـ علیه السلام ـ بین مردم به شمار می آیند و مرجعیت دینی و رهبری آنان را بر عهده دارند و چنان كه خود آن حضرت نیز در حدیثی بر این نكته تصریح فرمودند:[4] وجود امام زمان ـ علیه السلام ـ در این عصر بسان خورشید پشت ابر است یعنی پنهان بودن او موجب نمی شود به عالم هستی سود نرساند بلكه آن حضرت حتی در پس پرده غیبت امام زمین و موجب بركت برای اهل آن است. ملاقات با امام زمان در غیبت كبری: این موضوع, كار ممكنی است هر چند ادعای ملاقات با آن حضرت را از هر كس نمی توان پذیرفت اما در این عصر به اذن خداوند بزرگ و توجهات امام زمان ـ علیه السلام ـ كسانی به حضور آن حضرت شرفیاب شده اند[5] البته ارتباط با حضرت ولی عصر از راه های دیگر برای عموم مردم ممكن است این كار را می توان از طریق قرائت دعاهایی مانند دعای ندبه, عهد و ... انجام داد زیارت اماكن منسوب به امام زمان ـ علیه السلام ـ راه دیگری برای ارتباط با او است مانند مسجد سهله, مسجد اعظم كوفه و سرداب مقدس در عراق و مسجد حضرت صاحب الزمان معروف به مسجد جمكران قم در ایران.[6] طولانی بودن عمر حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ عمر مبارك آن حضرت در غیبت كبری بسیار طولانی است و این موضوع عقلاً محال نیست و به لحاظ علمی نیز ممكن به شمار می آید علاوه بر این افراد بسیاری در امتداد تاریخ زندگی بشر عمر طولانی داشته اند مانند حضرت نوح كه امام صادق ـ علیه السلام ـ درباره او می فرماید: نوح 2300 سال زندگی كرد, 850 سال پیش از آن كه به پیامبری برانگیخته شود و 950 سال میان قومش به هدایت آنان پرداخت و 500 سال هم پس از آن كه كشتی اش به خشكی نشست و آب در زمین فرو رفت آن گاه شهر ها را ساخت و فرزندانش در شهر ها ساكن شدند از دیگر كسانی كه عمر طولانی داشته اند مانند: حضرت سلیمان بن داود 712 سال, شداد بن عامر 900 سال و ...[7] هنگام ظهور حضرت ولی عصر ـ علیه السلام ـ وقت ظهور امام مهدی ـ علیه السلام ـ دقیقاً مشخص نیست, پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ می فرماید: كسانی كه وقت ظهور را معین می كنند دروغ می گویند.[8]
راستی میلاد با سعادت حضرت ابوالفضل العباس(ع)و امام سجاد(ع) را به تمام شیعیان تبریک عرض می نمایم.
|لينك مطلب| نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 ساعت 16:32 توسط مهدی منصوری |
جزيره خضراء داستان جزيره خضرا حكايت از آ ن مي كندكه: زين الدين على بن فاضل مازندرانى، در سال 690 هجرى به اقيانوس اطلس سفركرده واز سرزمين بربر، سه روز با كشتى در دل اقيانوس رفته، تا به جزاير روافض جزيره هاى شيعيان رسيده است. در آن جا اطلاع يافته كه جزيره اى به نام "جزيره خضراء وجود دارد كه فرزندان حضرت ولى عصر(ع) در آن زندگى مي كنند. چهل روز در آن جا اقامت كرده وسرانجام پس از چهل روز، هفت كشتى مواد غذايى از جزيره خضراء به اين جزيره آمده است. ناخداى كشتى اورا با نام ونام پدر صداكرده وگفته مشخصات تو را به من گفته اند واجازه دادندكه تو را به جزيره خضراء ببرم. او را به جزيره خضرا برد ه ا ند. پس از 16 روز دريانوردى، سرانجام به آب هاى سفيد رسيده اند 0 ناخدا توضيح داده كه اين آب ها، چون جزيره را احاطه كرده است، كشتى دشمنان هرگز نمي تواند از آن بگذرد وبه بركت حضرت ولى عصر(ع) در آن آب ما فرق مي شود. آن ها به جزيره خضراء رسيده، جمعيت انبوهى را با بهترين لباس ووضع مشاهده كرده، شهرى بسيار آباد با درختان سرسبز وانواع ميوه ها وبازارهاى بسيار و ساختمان هاى مجلل از سنگهاى شفاف وخام ديده است 0 شخصى به نام سيد شمس الدين "كه او را نوه پنجم حضرت ولى عصر(ع) معرفى مي كنند، متصدى تعليم، تربيت واداره آن جاست واو نائب خاص حضرت در آن جريره است ومستقيما ا ز امام فرمان مي گيرد 0 وى حضرت را نمي بيند، بلكه صبح هر جمعه، نامه اى به خط امام (ع) در نقطه معينى گذاشته مي شود ودر آن، اوامر آن حضرت و آن چه مورد نياز "سيد شمس الدين(ع) تا هفته آينده خواهد بود، مندرج مي باشد. على بن فاضل، هيجده روز در آن جزيره اقامت نموده واز محضر جناب سيد شمس الدين " خوشه ها چيده، وپس از هيجده روز، به او دستور رسيده كه به وطن خود بازگردد. "على بن فاضل، آن چه را كه از محضر جناب سيد شمس الدين " استفاده كرده، دركتابى به نام "الفوائد الشمسيه "گرد آورده و مشروح تشرف خود را به چند نفر از علماى بزرگ عصر خود بازگوكرده است. ادامه بحث را در لینک (ادامه مطلب)مشاهده کنید. ...بقیه اش را اینجا بخوان
جزيره خضراء
داستان جزيره خضرا حكايت از آ ن مي كندكه: زين الدين على بن فاضل مازندرانى، در سال 690 هجرى به اقيانوس اطلس سفركرده واز سرزمين بربر، سه روز با كشتى در دل اقيانوس رفته، تا به جزاير روافض جزيره هاى شيعيان رسيده است. در آن جا اطلاع يافته كه جزيره اى به نام "جزيره خضراء وجود دارد كه فرزندان حضرت ولى عصر(ع) در آن زندگى مي كنند. چهل روز در آن جا اقامت كرده وسرانجام پس از چهل روز، هفت كشتى مواد غذايى از جزيره خضراء به اين جزيره آمده است. ناخداى كشتى اورا با نام ونام پدر صداكرده وگفته مشخصات تو را به من گفته اند واجازه دادندكه تو را به جزيره خضراء ببرم. او را به جزيره خضرا برد ه ا ند. پس از 16 روز دريانوردى، سرانجام به آب هاى سفيد رسيده اند 0 ناخدا توضيح داده كه اين آب ها، چون جزيره را احاطه كرده است، كشتى دشمنان هرگز نمي تواند از آن بگذرد وبه بركت حضرت ولى عصر(ع) در آن آب ما فرق مي شود. آن ها به جزيره خضراء رسيده، جمعيت انبوهى را با بهترين لباس ووضع مشاهده كرده، شهرى بسيار آباد با درختان سرسبز وانواع ميوه ها وبازارهاى بسيار و ساختمان هاى مجلل از سنگهاى شفاف وخام ديده است 0 شخصى به نام سيد شمس الدين "كه او را نوه پنجم حضرت ولى عصر(ع) معرفى مي كنند، متصدى تعليم، تربيت واداره آن جاست واو نائب خاص حضرت در آن جريره است ومستقيما ا ز امام فرمان مي گيرد 0 وى حضرت را نمي بيند، بلكه صبح هر جمعه، نامه اى به خط امام (ع) در نقطه معينى گذاشته مي شود ودر آن، اوامر آن حضرت و آن چه مورد نياز "سيد شمس الدين(ع) تا هفته آينده خواهد بود، مندرج مي باشد. على بن فاضل، هيجده روز در آن جزيره اقامت نموده واز محضر جناب سيد شمس الدين " خوشه ها چيده، وپس از هيجده روز، به او دستور رسيده كه به وطن خود بازگردد. "على بن فاضل، آن چه را كه از محضر جناب سيد شمس الدين " استفاده كرده، دركتابى به نام "الفوائد الشمسيه "گرد آورده و مشروح تشرف خود را به چند نفر از علماى بزرگ عصر خود بازگوكرده است.
ادامه بحث را در لینک (ادامه مطلب)مشاهده کنید.
|لينك مطلب| نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 ساعت 13:55 توسط مهدی منصوری |
مهدى در قرآن خداوند در قرآن كريم، در آيات متعددى وعده تشكيل حكومت واحد جهانى اسلام، بسط دين اسلام، غلبه آن بر همه اديان، زمامدارى صلحا و ارباب لياقت و پيروزى حزب الله را داده است. در اين زمينه، آيات بسيارى در قرآن كريم وارد شده همه محققان اماميه، كتب مستقلى درباره مهدى در قرآن نگاشته اند كه از جمله آن ها كتاب المحجة في منزل القائم في الحجة تأليف محدث و مفسر خبير سيد هاشم توبلى بحرانى است. مؤلف در اين كتاب، يكصد و بيست آيه از آيات قرآن كريم را به استناد احاديث وارده، بر امام مهدى (ع)تطبيق كرده است. همچنين سيد صادق شيرازى، دركتاب "المهدى فى القرآن " يكصد و ده آيه از آيات قرآن را به استناد احاديث فريقين، به امام مهدى (ع)تطبيق كرده است. نيز على اكبر مهدى پور دركتاب سيماى امام زمان درآيينه قرآن، يكصد و چهل آيه از آيات شريفه قرآن كريم را به استناد احاديث فريقين، بر امام مهدى (ع)تطبيق كرده است . على دوانى نيز دركتاب "مهدى موعود"كه ترجمه جلد سيزدهم بحارالانوار چاب سنگى است، در باب پنجم، شصت و يك آيه از قرآن را كه در روايات اهلبيت (ع)تأويل به ظهور امام زمان (ع)شده، آورده است. در نويدهاى قرآن كريم، چهار ركن اساسى براى كارنامه قيام مصلح جهانى بيان شده است: 1. حكومت واحد جهانى بر اساس توحيد، به رهبرى موعود قرآن، تشكيل خواهد شد و اداره آن به دست مردم صالح و با ايمان واگذار خواهد گرديد، 2. برنامه هاى عالى اسلامى و نظام كامل حكومت "الله " در سرتا سر جهان، بدون كم وكاست، اجرا مى شود و همه احكام الهى به خود جامه عمل خواهد پوشيد، 3. بيم و هراس توده مردم از بين خواهد رفت و آرامش و امنيت كامل در سراسرگيتى بر قرار خواهد گرديد. همگان خداى يكتا را پرستش خواهند كرد و هرگونه شرك و بت پرستى ريشه كن خواهد شد. (1)
مهدى در قرآن
خداوند در قرآن كريم، در آيات متعددى وعده تشكيل حكومت واحد جهانى اسلام، بسط دين اسلام، غلبه آن بر همه اديان، زمامدارى صلحا و ارباب لياقت و پيروزى حزب الله را داده است.
در اين زمينه، آيات بسيارى در قرآن كريم وارد شده همه محققان اماميه، كتب مستقلى درباره مهدى در قرآن نگاشته اند كه از جمله آن ها كتاب المحجة في منزل القائم في الحجة تأليف محدث و مفسر خبير سيد هاشم توبلى بحرانى است.
مؤلف در اين كتاب، يكصد و بيست آيه از آيات قرآن كريم را به استناد احاديث وارده، بر امام مهدى (ع)تطبيق كرده است.
همچنين سيد صادق شيرازى، دركتاب "المهدى فى القرآن " يكصد و ده آيه از آيات قرآن را به استناد احاديث فريقين، به امام مهدى (ع)تطبيق كرده است.
نيز على اكبر مهدى پور دركتاب سيماى امام زمان درآيينه قرآن، يكصد و چهل آيه از آيات شريفه قرآن كريم را به استناد احاديث فريقين، بر امام مهدى (ع)تطبيق كرده است .
على دوانى نيز دركتاب "مهدى موعود"كه ترجمه جلد سيزدهم بحارالانوار چاب سنگى است، در باب پنجم، شصت و يك آيه از قرآن را كه در روايات اهلبيت (ع)تأويل به ظهور امام زمان (ع)شده، آورده است.
در نويدهاى قرآن كريم، چهار ركن اساسى براى كارنامه قيام مصلح جهانى بيان شده است:
1. حكومت واحد جهانى بر اساس توحيد، به رهبرى موعود قرآن، تشكيل خواهد شد و اداره آن به دست مردم صالح و با ايمان واگذار خواهد گرديد، 2. برنامه هاى عالى اسلامى و نظام كامل حكومت "الله " در سرتا سر جهان، بدون كم وكاست، اجرا مى شود و همه احكام الهى به خود جامه عمل خواهد پوشيد، 3. بيم و هراس توده مردم از بين خواهد رفت و آرامش و امنيت كامل در سراسرگيتى بر قرار خواهد گرديد. همگان خداى يكتا را پرستش خواهند كرد و هرگونه شرك و بت پرستى ريشه كن خواهد شد. (1)
ا. ظهور حضرت مهدى (ع)از ديدگاه اسلام، مذاهب و ملل جهان هاشمى شهيدى ص 0197
ولي عصر
از القاب حضرت مهدى (ع) است. به حضرت، ولي عصرگفته اند چون ولايت دارد بر "عصر" و زمان، و مقدَم است بر زمان. پس حضرت بر خودِ زمان نيز امام است و نه فقط اثرپذير نيست، كه تاثير در زمان مى كند.
در بعضى روايات آمده كه منظور از عصر در سوره والعصر" عصر ظهور مهدى (ع) است كه در آن عصر، حق بر باطل به طوركامل غلبه مى كند. (1)
1. تفسير الميزان
نور الرب
به حضرت مهدى (ع)اطلاق مى شود.
قرآن مى گويد: واشرقت الارض بنور ربها. حديث مى فرمايد: نور الرب، حضرت حجت (ع)است و تحقق اين آيه، در وقت ظهور حضرت است.
نيز در ذيل آيه مباركه يهدى الله لنوره من يشاء، معصوم مى فرمايد: نوره مراد امام زمان (ع) است.
بنابراين وقتى هر دو آيه درباره حضرت حجت(ع)است، يعنى در عصر ظهور حضرت، "اشرقت الارض نور ربها" همه بايد از اين نور استفاده كنند، اما در عصر غيبت اين گونه نيست، بلكه "يهدى الله لنوره من يشاء، بعضى از نور حضرت استفاده مى كنند و بايدكارى كردكه رمز من يشايى پيدا شود(1)
1. برگرفته ازكلام آيت الله وحيد خراسانى كه در پايان كتاب "پيام امام زمان، آمده است.
ناجي النجار
روحانى اى است اهل كاظمين عراق و از شاگردان شهيد آيت الله محمد باقر صدر و از وكلاى ناحيه مقدسه مرحوم آيت الله خويى 0 (1)
وى كتابى را با عنوان "الجزيرة الخضراء وقضيه مثلث برمودا" نوشته كه آن را آقاى على اكبر مهدى پور، با عنوان "جزيره خضراء وتحقيقى پيرامون مثلث برمودا" ترجمه كرده است. ناجى النجار دركتاب خود، علاوه بر ذكر داستان جزيره خضراء، دو ادعا كرده است:1. بر اساس بعضى نشانه ها، احتمالاً جزيره خضرايى كه على بن فاضل مازندرانى حدود هفتصد سال پيش به آن سفركرده است، همان منطقه وحشتناك مثلث برمودا، واقع در اقيانوس اطلس است. كه امروزه روزنامه ها و مجله ها از آن سخن مى گويند.
بشقاب پرنده ها در اختيار ساكنان جزيره خضراء )امام زمان (ع) و ياران و فرزندانش است.
و اما در جاى خود درباره جزيره خضراء، مثلث برمودا و واقعى يا ساختگى بودن اين دا ستان، بحث كرده ايم.
ا. جزيره خضراء، افسانه؟ يا واقعيت طريقه دار پاورقى ص 9.
ادعاى ارتباط با حضرت
درباره ارتباط با امام زمان (ع)، كتاب هايى نوشته شده كه در اين اواخر، رواج فوق العاده اي يافته است. اين كتاب ها مشحون از حكايات و داستان ها ومطالبى است كه برخى از آن ها به يقين، نادرست وبرخاسته از تصوَرات وخيال بافى هاى نويسندگانِ آن هاست ودر برخى " شمه اى از حقيقت وجود دارد. نقل اين داستان ها وحكايت ها، باعث مى شود كه يك عقيده درست و صحيح، به ناصواب هايى آميخته گردد و عقائد خرافى و ناصحيح و غير مستند در ميان مردم رواج يابد 0 وقتى كه آقا وخانمى به راحتى و آسانى اهل مكاشفه شوند و آن را دركتاب خود بنويسند، چرا ديگران به چنين مقامى نرسند. زمانى كه مدعى مكاشفه، پا را فراتر نهد ودر بيدارى، حضرت رسول (ص) و برخى از معصومين (ع) را ببيند" چرا ديگران از اين نعمت محروم باشند رواج اين گونه كتاب ها باعث شده كه در برخى از مناطق، شاهد اتفاقات عوام فريبانه و خرافى باشيم: كسى در منطقه اى مدعى مى شودكه قطره اى از خون سر امام حسين (ع) ريخته وسر مبارك حضرت را ديده است. چوپانى مدعى مى شود كه غلام شاه چراغ است واز وى دستورهايى دريافت كرده است. خانمى كه از دست شوهرش فراركرده، به مسجد روستايى مى رود ومدعى مى شود كه مسجد، نظركرده است ومريض هايى كه به اين مسجد بيايند شفا مى يابند. در مواردى، دختر يا زنى نظركرده مى شود و حاجت مردم را برآورده مي كند(1) يا سيد مهدى شيوخى )م 1278هـ. ق دركتاب بوارق الحقايق كه شرح سفرهاى اوست ادعا مي كند: در طوس، مهدى (ع) را ديده و ايشان آيات واورادى را در دهان وى، فوت كرده است. در اين ديدار، امام زمان، چند كلمه به فارسى، با لهجه افغانى گفته، او مطلب را فهميد 0، امَا زمانى كه او چند واژه به فارسى مي گويد، حضرت متوجه مقصود وى نمى شود، از اين روى براى آن حضرت توضيح مى دهد(2)
پيامد ناگوار اين كتاب ها و عقايد برگرفته از حكايت و خواب، فضايى را به وجود مي آورد كه اهل تعقل و انديشه را به عقايد شيعه بدبين مي كند وزمينه انحراف هاى فكرى را فراهم مي آورد و در نتيجه، مخالفان تشيع، امكان رشد وگسترش مى يابند و عقايد ناصواب عوام و عوام زدگان به نام تشيع ثبت مى شود وبه ديگران انتقال مى يابد ويك عقيد ه اي كه در اصل آن، تمام فرق اسلامى توافق دارند، به گونه اى مطرح مى شود كه فرسنگها با اسلام فاصله دارد و ميدان دفاع را بر انديشه وران اسلامى تنگ مي كند.
ادامه دارد...
|لينك مطلب| نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 ساعت 14:32 توسط مهدی منصوری |